أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
451
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 537 ) 22 / 15 و 16 « بآنك مغالبت » ، « غالبته في » . در دستنوشت چندان روشن نيست . از صحّت قرائتم مطمئن نيستم . ( 538 ) 22 / 16 « با وى حجّت گرفتم در فلان چيز » . « حجّت گرفتن » : در معناى « المحاجّة » است چنان كه از متن هم معلوم مىشود . نيز نگر : تفسيرى بر عشرى از قرآن مجيد ، ص 148 . ( 539 ) 22 / 18 « تصحيح » . « تصحيح » : در اينجا ( ظ . ) به همان معناى اثبات است . ( 540 ) 22 / 18 « عايد است با » . در اصطلاح امروز گويند : باز مىگردد به . « با » در اينجا به معناى « به » است . سنج : « در نمازم خم ابروى تو با ياد آمد » ( حافظ ؛ نگر : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) ؛ نيز : « او را مال بسيار بود همه با اهل دين خويش داد » ( قصص قرآن مجيد ، ص 55 ) . ( 541 ) 22 / 19 « نمرود بن كنعان » در دستنوشت ضمّهء دوم روى « ب » بود به نظر رسيد جاى اصليش روى « ن » است . سياق « فلان بن فلان » ( به ضمّ نون ) در اين دستنوشت سابقه دارد . ( 542 ) 22 / 23 « فقد آتينا . . . » . النساء / 54 . ( 543 ) 22 / 24 « عظيم » . در دستنوشت روشن نيست . به صحّت قرائتم يقين ندارم . ( 544 ) 22 / 25 « ملك نبوّة » . جايگاه « نبوّة » در دستنوشت چندان روشن نيست . به قرائتم اطمينان ندارم . ( 545 ) 23 / 1 « او طاغى » . به قرائتم يقيم ندارم چون اين جايگاه در دستنوشت چندان روشن نيست . ( 546 ) 23 / 2 « كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ . . . اسْتَغْنى » . العلق / 6 و 7 . ( 547 ) 23 / 3 « جوابست » . ضبط دستنوشت چندان روشن نيست . و تنها قسمتى واپسين پيداست . به سنجش و گمان چنين ضبط كرديم . ( 548 ) 23 / 4 « تو كيست ؟ » . ضبط دستنوشت كاملا روشن نيست ؛ زين روى به قرائت خود اطمينان ندارم . ( 549 ) 23 / 7 « تمويه » . « تمويه » : « التّمويه : آب دار كردن ، و بياراستن ، و تلبيس كردن . » ( كتاب المصادر ، ص 605 ) . استاد مينوى نوشتهاند : « تمويه ( از موه ، اصل كلمهء ماء كه آب باشد ) آب طلا دادن و زراندود كردن است ، و مجازا باطل و دروغى را به صورت حقّ و راست فرانمودن و جلوه دادن . » ( كليله و دمنه ، ص 79 ، ح 9 ) .